فرهنگی


دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹

از ما گفتن؛چرا بي قانون شده ايم؟


مسعود فرجي؛در هر کشوري، قوانيني وجود دارد که يکسري مربوط به آن کشور است و يکسري هم جهاني است و در همه جاي دنيا، تقريباً يکي است که البته همه آنها براي ايجاد رفاه، نظم و امنيت براي مردم ايجاد شده و همه مي دانيم که رعايت قانون، آسايش و آرامش را براي ما به ارمغان مي آورد و رعايت نکردن آن براي ما مشکل ساز مي شود. ‏
رعايت قوانين در هر مملکتي، نشانگر سطح فرهنگي آن جامعه است و با رعايت قانون است که مي توانيم ثابت کنيم، ما مردمان کشوري هستيم که زيربناي اولين قانونهاي اجتماعي دنيا را گذاشته ايم؛ اما چرا ما مردم ايران با اين سابقه تاريخي و فرهنگي، اينقدر قانون گريز شده ايم و قباحت بي قانوني براي ما از بين رفته و رعايت نکردن قانون برايمان عادي و طبيعي شده، سوالي است که بايد مطرح شده و به چالش کشيده شود.‏
يکي از مهمترين قوانين هر کشوري، قوانين مربوط به راهنمايي و رانندگي است. اگر يک روز با خودروي خود در سطح شهر قزوين حرکت کنيد، مي بينيد که متاسفانه اغلب رانندگان و حتي عابران پياده، کمترين توجهي به اين قوانين ندارند.‏
اگر توجه کرده باشيد، مي بينيد که در هيچ يک از چهار راههاي شهر، رانندگان قبل از خط عابر پياده نايستاده اند و نه تنها روي خط عابر که گاهي اوقات بعد از آن مي ايستند، يا وقتي که هنوز ۴ يا ۵ ثانيه مانده تا چراغ سبز شود، شروع به حرکت مي کنند و اگر شب هنگام باشد و ماشين و پليس نباشد که اصلاً پشت چراغ قرمز نمي ايستند و اگر اعتراضي هم بکنيد، راننده محترم اعلام مي کند که اي آقا! آيا همه مسايل مملکت حل شده و فقط مانده همين که ما روي خط عابر نايستيم؛ حرف و تفکري اشتباه که اصلاً توجيهي ندارد. چه اشکالي دارد، اگر ديگران قانون را رعايت نمي کنند، ما کار خودمان را درست انجام داده و قانون را رعايت کنيم؟


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

از ما گفتن؛فقط در ماه رمضان، خوب نباشيم‏


مسعود فرجي؛ وقتي که ماه مبارک رمضان آغاز مي شود،تمام شهر نمايانگر آغاز اين ماه مي شود. توجه مردم به عبادت و معنويت بيشتر مي شود، مساجد بيش از هميشه شلوغ مي شود و همه سعي مي کنند، اصول شرعي را بيش از گذشته انجام دهند و به همين جهت مسايل اجتماعي و مشکلات مردمي نيز در اين ماه بيشتر مطرح مي شود، کمک به آزادي زندانيان بدهکار، تحت پوشش قراردادن ايتام و اطعام مستمندان سنت هاي خوبي است که در اين ماه انجام مي شود و نشانگر منش انسان دوستي ايرانيان است؛ ولي چرا اين کارهاي پسنديده را فقط در ماه رمضان انجام مي دهيم؟


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

مديركل تبليغات اسلامي استان قزوين:سريال‌هاي ماه رمضان حضور مردم در مساجد را كمرنگ كرده است




به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام علي اكبر حاجي عزيزخاني در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان قزوين اظهار داشت: ماه رمضان بهترين فرصت براي بيان احكام اسلامي و مسائل ديني و اخلاقي است و دل‌ها پذيرش بيان احكام را دارد ولي شاهد هستيم كه رسانه ملي چند سريال به صورت پشت سرهم بعد از افطار تا ساعت ۲۴ پخش مي‌كند و مردم تا اين ساعت پاي تلويزيون براي ديدن سريال مي‌نشينند.
مديركل تبليغات اسلامي استان قزوين ادامه داد: البته دنيا، دنياي رقابت است ولي مسئولان بايد سيستمي برخورد كرده و بخشي برخورد نشود و بايد فراتر فكر شود زيرا به دليل اين وضعيت، حضور در مساجد در شب‌ها كمرنگ شده است.
وي يادآور شد: در گذشته مردم در مساجد حضور پيدا كرده و واجبات و احكام را مي‌آموختند ولي اكنون زمان خود را صرف تماشاي تلويزيون مي‌كنند در صورتي كه بايد طوري برنامه‌ريزي شود كه مردم از فيوضات اين ماه بي‌بهره نمانند.
عزيزخاني تصريح كرد: گاهي ديده مي‌شود كه برخي از مردم حتي حمد و سوره خود را نيز نمي‌دانند، بايد به كاركرد مساجد توجه داشت زيرا كاركردي كه مساجد دارد، تلويزيون ندارد و بايد مساجد را تقويت كنيم، تلويزيون بايد در مساجد برنامه اجرا كرده و پخش كند و اين ترس وجود دارد كه درب مساجد به آهستگي در ماه رمضان بسته شود، بنابراين پيشنهاد مي‌شود براي شب‌هاي ماه مبارك رمضان چاره‌اي در اين خصوص انديشيده شود.
عزيزخاني عنوان داشت: سال گذشته در اين خصوص به آقاي ضرغامي اعتراض كرديم، اين مشكل كشوري است و بايد فكري شود تا مساجد مظلوم واقع نشوند زيرا در صورتي كه مساجد مظلوم واقع شوند بايد در قيامت پاسخگو باشيم و نبايد مساجد ما به ويژه در ماه مبارك رمضان خالي باشند.


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

استاندار خبرداد؛ ۲۰ درصد اعتبار فرهنگي استان به حوزه‌هاي علميه و مساجد و ۱۰ درصد به تربيت بدني


به گزارش خبرگزاري فارس ، احمد عجم در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان قزوين ، اظهار داشت: اعتبار فرهنگي استان قزوين ۲۰ ميليارد و ۴۰۰ ميليون تومان است كه در خصوص توزيع اين اعتبار، ۲۰ درصد به حوزه‌هاي علميه و مساجد و ۱۰ درصد به تربيت بدني اختصاص دارد.
وي ادامه داد: ۳۰ درصد از اين اعتبارات مربوط به بخش عمراني حوزه فرهنگ است و براي ۴۰ درصد از اين اعتبارات، از دستگاهها برنامه فرهنگي گرفته مي‌شود و در واقع بايد ۸ ميليارد تومان اعتبار به برنامه‌هاي فرهنگي دستگاه‌ها اختصاص يابد و اين در حالي است كه دستگاه‌ها در گذشته ۴۰۰ ميليارد تومان برنامه ارائه داده بودند.
استاندار قزوين اضافه كرد: ما بايد برنامه‌هاي فرهنگي را با اولويت مناسب و تأثيرگذاري بيشتر انتخاب كنيم زيرا منابع ما با برنامه‌ها سازگاري ندارد.
وي عنوان داشت: اعتبارات فرهنگي استان قزوين پايين است و جوابگوي حجم درخواست‌ها نيست كه با توجه به اين امر نوع توزيع اعتبارات، برنامه محور است و هر دستگاهي كه برنامه مناسبي داشته باشد، به آن اعتبار اختصاص مي‌يابد.
عجم در ادامه به اجراي طرح ضيافت انديشه در دانشگاه امام خميني (ره) قزوين اشاره كرد و افزود: طرح ضيافت انديشه كار فرهنگي بزرگي است كه لازم است در اين خصوص مطبوعات و صدا و سيما بيشتر اطلاع‌رساني كنند.


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

ازدواج موقت آری یا نه


زهرا کاظمی؛ازدواج موقت، از جمله اموری است که موافقان و مخالفان زیادی داشته و دارد. هر جایی از تاریخ را که ورق بزنیم، عده ای به دلایلی با آن موافق وعده ای دیگر با آن مخالف بوده اند.
امروز در جامعه ما، گروهی با این پدیده موافق و گروهی با آن مخالف هستند. برخی از متدینین نگرانند که مبادا این ازدواج همان آزادی لجام گسیخته غرب باشد که با رنگ و بوی مذهبی تبلیغ می شود. زنان روشنفکر نیز، «متعه» را به معنای بازیچه شدن زن برای هوس های شیطانی و تبدیل او به کالایی با تاریخ مصرف مشخص دانسته و آن را توهین به ساحت زن می دانند.
موافقان نیز برخی از متدینینی هستند که متعه را به مثابه حکم شرعی قبول دارند و برای آن انگیزه های اجتماعی چون پیشگیری از فساد در میان جوانان، مطرح می کنند.
در شرایطی که روح و فرهنگ حاکم بر خانواده های ایرانی، پذیرای ازدواج موقت برای دختران و پسران مجرد نیست ؛ متاسفانه جوانان دختر و پسر جامعه مایل به استفاده از برچسب دوستی و رفاقت و عشق برای ارتباطشان با جنس مخالف هستند، با دید نیشخند و تمسخر به ازدواج موقت می نگرند و اگر چنانچه مایل به اتخاذ این روش باشند با مخالفت خانواده ها و نیز نگاه های بدبینانه اجتماع روبرو می شوند و در شرایطی، اغلب زنانی اقدام به آن می نمایند که زنان مطلقه و بیوه ای هستند که از نابسامانیهای خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی در رنجند و پس از اقدام به آن و پایان یافتن زمان متعه، مبتلا به ناکامی، یاس، افسردگی و یا نابسامانی ها و مشکلاتی می شوند که همیشه دامان آنها را گرفتار می سازد و نیز در شرایطی که اکثریت استفاده کنندگان از این ازدواج را مردان دارای همسر تشکیل می دهند که باعث سوء استفاده ها و نیز سست شدن بنیان خانواده ها می گردند،چه باید کرد؟
پیشنهاد دهندگان ترویج و اشاعه ازدواج موقت در میان جوانان براین عقیده اند که جوانان به دلایل طولانی بودن دوره تحصیل و دستیابی به اشتغال و فراهم کردن موقعیت ازدواج و موانع گوناگون بر سرراه ازدواجشان ممکن است مجبور به سرکوبی این نیاز درخود گردند که می تواند مشکلات روانی برای آنها به همراه داشته باشد و یا به سمت فساد بروند، پس باید ازدواج موقت را به عنوان یک پیوند مشروع و قانونی در میان جوانان متداول کرده تا مجبور به سرکوبی و فساد نگردند؛ اما باید اذعان نمود ازدواج موقت، نه فرد را از خطرات روانی ناشی از سرکوبی مصون می دارد و نه مانع اشاعه فساد در جامعه می شود و بایدعامل را در نارسایی ها و نقصان های تربیتی و آموزشی خانواده و اجتماع دید؛ حتی با این نوشتار باور داریم که ازدواج موقت ممکن است باعث افزایش برخی آسیب های اجتماعی چون طلاق گردد و طلاق خود نیز می تواند آغازی برای برخی مفاسد اجتماعی باشد. همچنین این نوع ازدواج، میان دختران و پسران جوان به دلیل آزادی بیشتر و فقدان مسوولیت، مانع تشکیل و پایه ریزی خانواده می گردد.
با این اوصاف، آیا واقعاً ازدواج موقت راه مبارزه با فساد است؟ آیا آنگونه که عده ای فکر می کنند با ترویج و اشاعه ی ازدواج موقت می توان از رشد فساد در جامعه پیشگیری کرد؟
در اجتماع ماشینی و پیچیده ی امروز که فساد مظاهر گوناگونی دارد و در پشت هر رفتاری که مظهری از ناهنجاری ولاابالیگری است، ده ها علل روانی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی پنهان است،اگر بپذیریم که ازدواج موقت از بروز فساد در جامعه پیشگیری می کند؛ یعنی پذیرفته ایم که کسانی که گرایش به فساد دارند و یا عمل فاسد انجام می دهند، کسانی هستند که احتمالاً نتوانسته اند به نیاز جنسی شان پاسخ مشروع و قابل قبول بدهند.
چرا برخی دیگر که از نیاز جنسی قوی نیز برخوردارند، مرتکب رفتار فساد نمی شوند؟ آیا جز این است که آن حلقه ی مفقود شده ی بین غرایز و رفتار انسان که انتظار می رود با تربیت و آموزش صحیح می تواند اراده، شعور، منطق، بزرگی، عزت نفس و احترام به خود را به عنوان ابزارهای قوی مصونیت از فساد با تار و پود فکر، دل، جان و ضمیر جوانان درآمیزد، مورد غفلت قرار گرفته است. به علاوه اندکی جای تامل است که ازدواج موقت که خود پیوندی ناپایدار و کوتاه است، چگونه می تواند مانع بروز فساد گردد که ریشه های عمیق در فکر و اندیشه ی فرد فاسد دارد؟
نکته ی دیگر اینکه آیا به جوانان آموخته ایم، چگونه به کمک انگیزه ها، علایق، تمایلات، احساسات، ارزش ها و تفکراتشان، رفتار جنسی خود را به عنوان یک انسان که متمایز از حیوان است، هدایت کنند؟ به عبارتی، آیا حجب و حیا را وارد میدان فکر، اندیشه و شخصیت جوان کرده ایم؟ آیا توانسته ایم اصول اخلاقی و دینی را آن گونه که با فطرتشان هماهنگ باشد، به آنها بیاموزیم تا با جان و دل آن را دریابند؟
آیا ارزش های اجتماعی، فرهنگی، هنجارها و ارزش های حاکم بر خانواده را به گونه ای به او تفهیم نموده ایم تا در مقابل آن دهان به اعتراض نگشاید و بالاخره آیا توانسته ایم، منهای همه ی اصول اخلاقی و مذهبی، شعور جوانان خود را آنقدر بالا ببریم تا آزادا نه و مستقل در هر حوزه ای از زندگیشان، تصمیم گیرندگان فهیم و فکوری باشند؟


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

گوناگوني به سبک سالادي؛گوناگوني فرهنگ در شهر قزوين


کيانوش دل زنده؛قزوين شهري است عجيب و از آن عجيب تر، غريب . شهري که قطعيت در آن وجود خارجي ندارد و همه چيز در آن نسبي است . شهري که از ۶ هزار سال پيش از ميلاد سابقه شهرنشيني دارد؛ ولي هنوز نمي توان ميان وظايف قومي و شهروندي اش تمايز قائل شد و برخلاف شهرهاي همجوارش هيچ فرهنگ و زبان و هويت يگانه اي در آن مسلط نيست . امروز شهروند قزويني مي داند که قزوين شهر فرهنگ ها ست ؛ شهر موزاييکي و پازلي با آرايشي نا متوازن و در هم ريخته از اقوام مختلف ؛ به نحوي که به سختي مي توان مشخص کرد، اکثريت با کدام گروه يا قوم است يا که اصلا زبان اين شهر چيست ؟ اما از ميان اين همه ندانسته های عجيب و غريب از ميان اين همه نسبي گرايي و عدم قطعيت ، واقعيت قابل اذعاني هم هست و آن : گوناگوني به سبک سالادي است. گوناگوني به سبک سالادي؛ يعني وجود اقوام مختلف که در هم ديگر غير قابل هضم هستند؛ يعني برنامه ريزي فقط مي تواند جاي گوجه و خيار را عوض کند ؛ بي آنکه بتواند آن ها را در همديگر حل کند. اين قبيل مشکلات ،تنها زماني قابل حل است که نهادهاي مرکزي توامان با فرهنگ هاي اقليت محرک تغيير طلب ؛ به نفع شهر جاي خود را پيدا کنند و مسير را براي رشد حقوق و وظايف شهروندي هموار نمايند. ‏
گوناگوني از اين نوع در شهر ما ، مراکز تصميم گيري را با چالش جدي روبرو کرده است که چگونه مي توان امکانات و نيازهاي متفاوت و شايد متقابل اقوام و قوميت هاي مختلف را بر آورده کرد ؟ و چگونه مي توان يک برنامه ريزي منسجم و بلند مدت را توامان تدوين کرد ؟ در واقع اين سوال مطرح مي شود که آيا گوناگوني فرهنگي، موجب پيشرفت و ديالوگ چند جانبه است ؟ يا موجب هرج مرج و اختلاف هاي قومي و قبيله اي ؛ تسويه حساب هاي از اين نوع مي شود ؟ ‏
شهر قزوين، به دليل تمرکز مراکز متعدد صنعتي در خودش و بازدهي بالا در توليدات کشاورزي و نزديکي به تهران،شهري مهاجر پذير است. اين وضعيت زماني خودش را برجسته تر نشان مي دهد ، که بدانيم شهر قزوين به واسطه شرايط جغرافيايي شاهراه شمال ، جنوب ، غرب و شرق و به نحوي پل ارتباطي در مرکز کشور هم هست ودر مقايسه با ساير شهرها و استانهاي همجوار خودش وضعيت سهل تري نيز براي سکونت دارد . ‏
با توجه به اين شرايط مي توان خاستگاه هاي متفاوتي براي تفاوت فرهنگي در شهر قزوين قائل شد: ‏
۱- مهاجرت خود خواسته
‏۲- مهاجرت ناخواسته تحت فشار حکومتهاي مرکزي
۳-گروه هاي ديني
۴- ساکنين اوليه

۱-چند پارگي و تعدد فرهنگي‏ و تبعات منفي ناشي از آن ، در استان قزوين بر خلاف ساير استان هاي ديگر ، بسيار برجسته و نمايان است ؛ به نحوي که مي توان با دقت بر روي لهجه و زبان مردم شهر و خيابان هاي خاص اين تفاوت را احساس کرد؛ در واقع در فرهنگ ما به دليل سرکوب هويت قومي ، از دوران کودکي و در مدرسه و در جامعه ، عموما مردم علاقه شديدي به مطرح شدن و تخريب ديگر گروهاي غير هم نوع ، پيدا مي کنند و مسلما قوي ترين مکان و مدار براي مطرح شدن و تخريب ديگران در جامعه شهري ما حوزه سياست است . خيلي ساده مي توان انعکاس اين ادعا را در مبارزات انتخابات شوراي شهر و سبک و سياق راي دادن مردمان گوشه و کنارشهر ديد. معيار اکثريت گروهاي قومي ، در انتخاب نماينده مورد نظر، قوميت و زبان است؛ در واقع معيارهاي منطقه اي و شهري جاي خود را به باند بازي هاي قومي- قبيله اي مي دهد. اين ادعا حتي بعد از انتخاب نماينده مورد نظر هم نيز قابل صدق است که نماينده مربوطه، پس از احراز کرسي مورد نظر ، درصدد حذف ساير گروهها و جانشين سازي خويشان و قوميت ها از نوع خود بر مي آيد؛در واقع نداشتن اعتماد به نفس کافي در تعامل با مرکز و استانهاي يکپارچه، يکي از دلايل مهم در رسيدن به قزوين واحد و منسجم است ؛ اعتماد به نفسي که نه ما را شيفته ديگران کند و نه ديگران را به قهر اندازد . ‏
۲-پراکندگي فکري و داشتن تصميمات مقطعي و کوتاه مدت و عدم توان لازم براي ديدي بلند مدت و همه جانبه تنها به عموم مردم و اعضاي قوميت ها محدود نمي شود؛بلکه بخشي از آن معلول سياستهاي در هم ريخته و غير منسجم مرکز استان است. انتصاب استاندار غير بومي که درک درستي از استان و بافتهاي فرهنگي از آن نمي تواند داشته باشد، موجب رشد تعدد فرهنگي و نيازهاي متعارض و متقابل منبعث از آن مي شود . مي توان اين گونه خلاصه کرد که پراکندگي فکري در ميان عموم مردم، در واقع بازتاب پراکندگي فکري در سطح بالاتر اجتماعي ، يا همان هيات حاکمه سياسي استان است .


سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹

عضو شوراي شهر قزوين: بايد عليه بي‌حجابي تبليغ كنيم


عضو شوراي اسلامي شهر قزوين گفت: امروز حجاب فقط يك ارزش ديني نيست، بلكه يك سلاح سياسي نيز محسوب مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري فارس، محمدحسين خاكساران در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان قزوين كه در دفتر امام جمعه قزوين برگزار شد، اظهار داشت: رضا شاه در كشور ما سه مأموريت داشت كه اين مأموريت‌ها در حوزه حجاب، متحدالشكل كردن لباس‌ها و تغيير حروف الفبا بود كه در دو مأموريت اول موفق شد.
وي ادامه داد: حجاب به عنوان يك ارزش در اسلام است و زماني كه رضاشاه با مقوله حجاب برخورد كرد كوچك‌ترين زمينه براي پذيرش نبود ولي باز به اجبار اين كار را انجام داد و متعاقب اين عمل نيز به ادارات بخشنامه‌اي ابلاغ كرد كه استخدام خانم‌ بي‌حجاب در اولويت قرار گيرد.
عضو شوراي اسلامي شهر قزوين اضافه كرد: در آن دوران با اين اقدام به نوعي امتياز براي افراد بي‌حجاب قائل شدند و همچنين مقالاتي عليه حجاب نيز نوشته شد و از طرفي نيز فرمايش ائمه اطهار را تخطئه كردند و به نوعي ذهنيت جامعه را براي بي‌حجابي آماده كردند.
وي با اشاره به لزوم ترويج حجاب و عفاف در جامعه افزود: مصيبت براي جامعه اسلامي است كه ارزش ديني كه همه به آن اعتقاد دارند را نمي‌توانيم به عنوان يك حكم الهي در جامعه اجرا كنيم و يا برخورد تندي مي‌شود.
خاكساران اعلام كرد: بايد ترويج حجاب و اجراي اين حكم الهي قانون شود و بايد در اين مقوله حكومت وارد شود و تنها نبايد به ستاد احياي امري به معروف و نهي از منكر و تذكر بسنده شود.


سه شنبه ۲ شهريور ۱۳۸۹

کالا شدن انسان‏


دنياي امروز، بسوي کالا شدن مي رود؛ کالا شدن همه، حتي موجود اشرف الخالقيني بنام انسان. پيش از اين برخي معتقدبودند که انسان، کهنه کتابي است که اول و آخرش افتاده است؛ اما امروز اعتقاد برآن است که انسان، کالايي است که دائماً عرضه مي شود. اين عرضه شدن را کجاها مي توان ديد؟ در همه جا ‏‎. ‎وقتي که خودروي شيک و گرانقيمتي مي خري، وقتي که منزل‎ ‎شيک در يکي از بهترين مکان ها احداث مي کني و گل کاري و سبزه کاري مي کني و نماي خوبي مي دهي، وقتي که محل کار خود را به جاي خوب و با کلاس مي بري، وقتي که بچه ات را به معروفترين مدرسه شهر مي فرستي، وقتي که لوستر مي خري، وقتي که لباس خوب مي خري، ... همه اين ها به معني آن است که خوب مي خواهي ظاهر شوي، چرا؟ چون کالا هستي و مي خواهي خود را عرضه کني.‏
تصور کنيد، وقتي مديري تلاش مي کند، هر روز بر روي صفحات روزنامه حضور داشته باشد و حرف هايي بزند که هزار برابر آن هم، نه به مردم انديشه مي دهد و نه نان، در آن صورت يک فرض وجود دارد و آن اينکه اين آدم مي خواهد کالاي خود را عرضه کند و در همين عرضه کردن هاست که مشت آدم ها را مي توان باز کرد و يا بتوان نسبت به آنها تحليل نمود.‏


دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۹

مدير اجرايي هشتمين نمايشگاه قرآن کريم در قزوين: نما يشگاههاي قرآن کريم، نقطه آغازين براي ساير فعاليت هاي ديني محسوب مي شوند ‏




هشتمين نمايشگاه قرآن کريم در قزوين گشايش يافت
مديراجرايي هشتمين نمايشگاه قرآن کريم در قزوين گفت: ۲۵ ناشر معتبرکشوري به همراه ناشران قزويني در هشتمين نمايشگاه قرآن کريم قزوين، آخرين انتشارات قرآني و محصولات فرهنگي مرتبط با قرآن را عرضه مي کنند.‏
به گزارش خبرنگار حديث، محمدحسين سليماني در جمع خبرنگاران افزود: همچنين ساير محصولات نرم افزاري و نشريات مکتوب قرآن در سطح ۵۰ غرفه این نمایشگاه، به علاقه مندان عرضه مي شود.‏
وي خاطر نشان کرد: تمامي محصولات اين نمايشگاه، با ۲۰ الي ۲۵ درصد تخفيف در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد. ‏
سليماني تصريح کرد: اين نمايشگاه که از شنبه هفته جاري آغاز شده وتا روز ششم شهريور ماه در محل خانه فرهنگ اميرکبير قزوين داير است، از سوي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي و انجمن نهج البلاغه اين اداره کل و با همکاري چندين نهاد و دستگاههاي اجرايي از جمله حوزه هنري، اوقاف، صدا و سيما، آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکي، جامعه القرآن، مهد شکوفه ها، مهد قرآن کريم و ... ترتيب يافته است.‏


دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۹

رییس سازمان آموزش وپرورش قزوین:تحول بنیادین در آموزش و پرورش در گرو تکریم فرهنگیان است


رئیس سازمان آموزش و پرورش استان قزوین گفت: تحول بنیادین در آموزش و پرورش در گرو تکریم و حفظ شأن فرهنگیان است.
به گزارش خبرنگار مهر، جعفر حبیبی در بازدید از طرح بیمه طلایی فرهنگیان در شرکت بیمه ایران استان قزوین بیان داشت: معلم محور تحول در جامعه است و هیچ تحولی در جامعه شکل نمی‌گیرد مگر آن که معلمان و آموزگاران اراده کنند.
وی افزود: در دنیای امروز که فناوری اطلاعات حرف نخست را در جهان می‌زند و مشکلات فراوانی را به وجود آورده است، بیمه یکی از ارکان مهم آسایش افراد محسوب می‌شود.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان قزوین یادآور شد: یکی از شاخصه‌های توسعه ‌یافتگی هر کشور ضریب نفوذ بیمه است و اگر بخواهیم بیمه را در کشور توسعه دهیم باید طرح بیمه طلایی فرهنگیان معلمان را به خوبی اجرا و تنگناهای آن را برطرف کنیم زیرا معلمان بهترین مبلغان در جامعه هستند.
وی تصریح کرد: آنچه وزیر آموزش و پرورش به آن تأکید دارد، تکریم معلمان است که باید به بهترین نحو ممکن صورت گیرد.
در ادامه معاون پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش استان قزوین اظهار داشت: بیشترین مشکل فرهنگیان این استان مربوط به هزینه‌های پاراکلینیکی همچون تهیه عینک و دندانپزشکی است.
محسن حق‌شناس افزود: هزینه بیمه طلایی ۱۲۰ هزار ریال است که ۶۰ هزار ریال را معلم و ۶۰ هزار ریال را وزارتخانه پرداخت می‌کند.
وی عنوان داشت: با اجرای طرح بیمه طلایی تمام هزینه‌ها از قبیل بیمارستان (دولتی، خصوصی)، عمل جراحی، ویزیت پزشک و دارو بدون هیچ محدودیتی پرداخت می‌شود و تنها برای پرداخت هزینه دندانپزشکی، عینک و چند مورد دیگر
محدودیت وجود دارد.

Copyright © ۲۰۱۰ Hadis News All rights reserved
E-mail : info@hadisnews.com