سكوت فعالان سياسي استان


نشريات استان، دوره بسيار سختي را مي‌گذرانند، نه از آن جهت كه فشار سياسي برآنها هست، نه اين فشار آنقدر ملموس نيست كه نشود كاركرد، بلكه نشريات توان تهیه مطلب براساس خواسته خوانندگان خود را ندارند؛ چرا كه فعالين سياسي و اجتماعي يا در كما بسر مي‌برند يا ناتوان از مصاحبه و نوشتن هستند. شرايطي به گونه‌اي شده است كه هيچ كس حاضربه مصاحبه نيست، حاضر به مقاله نوشتن نيست، اين را مي‌توان از فضاي مجازي نير دريافت. وبلاگ‌هاي قزوين كه زماني بهترين تحليل‌ها و نقدها را مي‌نوشتند، اكنون مرثيه‌‌خوان دل ديوانه خويش شده‌اند و عمدتاً مثل مطبوعات درجا می زند؛ يا نمي‌نويسند تا چيزي مي‌نويسند كه ارزش خواندن ندارد.
خوانندگان نشريات، مدام از ما مي‌خواهند كه مصاحبه كنيم، نقد و تحليل بنويسيم. اين فضاي سنگين سكوت را بشكنيم؛ ولي چگونه اين امكانپذير است؛ وقتي كه فعالان سياسي استان حاضر به گفتگو نيستند؛وقتي كه نويسندگان از ترس، قلم در غلاف كرده‌اند؛ وقتي كه خبرگزاريها، جز خبرهاي مثبت عملكرد دولت ،چيزي را گزارش نمي‌كنند؛وقتي كه اطلاعات و آماري نيست. چه مي‌توان كرد.

جالب اينكه ،آنهايي كه بازخواست نمي‌شوند هم، مصاحبه نمي‌كنند، مطلب نمي‌نويسند. فعالان سياسي محافظه‌كار هم از مصاحبه واهمه دارند، گويي آنها نيز مي‌ترسند اين شيشه بلورين سكوت جامعه شكسته شود. گويي همه منتظر پديده جديدي هستند. گويي اول بايد كسي اين فضا را بشكند، بعد آنها وارد صحنه شوند كه اگر موجي شد، سوار شوند و به قله‌هاي قدرت و ثروت برسند.
اما اين واقعيت نيست؛ واقعيت اين است كه اين فضاي سياسي كه سكوت توام با ترس است، ماندگارنيست. همه بايد سعي كنيم، فضا را به حالت عادي برگردانيم؛ آنهايي كه ادعاي بيشتري دارند و خود را دلسوز‌تر مي‌دانند، بايد بيشتر تلاش كنند. بايد همه حرف‌ها را بزنند، نه درگلو بخشكانند. بايد بنويسند، نه در دفتر خاطرات به فرصت تاريخ بسپارند. بايد صداها به هم برسند تا دلها به هم نزديك گردد .تا ماحرف‌هاي همديگر را نشنويم، نمي‌توانيم به سوي همديگر برويم. اين اولين قدم‌ها بايد برداشته شود و هركسي اين اولين قدم‌ها را بردارد، اجر و ثواب اين كار به نام او نوشته‌ خواهد شد. چرا اين اجر و ثواب را كسي نمي‌خواهد؟
فعالان سياسي استان، بايد بدانند در شرايط عادي ،همه حرف مي‌زنند، همه مي‌نويسند؛ مهم آن است كه درشرايط دشوار بايد گفت و نوشت و هنر اين است كه يك فعال سياسي بتواند در شرايط سخت به گونه‌اي فعاليت كند كه مشكلاتي براي خود، جامعه و مردمش ايجاد نكند. اينكه در شرايط دشوار به لاك خود بخزيم و از نوشتن و گفتن، پرهيز كنيم و حتي از شركت در همايش‌هاي احزاب ترس و واهمه داشته باشيم، كار خردمندانه‌اي نيست . خردمندي اين نيست كه تمام نمايندگان يك حزب از استانهاي كشور بيايند و در مركز استان، همايش برگزار بكنند؛ اما حتي يك نفر از احزاب سياسي استان در آن شركت نكنند. اين نشان مي‌دهد كه آقايان، كارسياسي را با فعاليت‌هاي انتخاباتي معني مي‌كنند، وقتي كه انتخابات تمام مي‌شود، نه حرف مي‌زنند و نه مي‌نويسند و نه به جايي مي‌روند. اين مي‌شود كه مردم، از احزاب و فعالين سياسي گريزان باشند. چرا؟ چون آنها را در شرايط سخت در كنار خود نمي‌بينندو چون آنها را فقط در زمان انتخابات مي‌بينند. چون مي‌بينند آنها از دادن هزينه، طفره مي‌روند؛ اگر چه نشستن بر روي صندلي در يك همايش حزبي هزينه‌اي هم نداردو هيچ كسي را در اين كشور براي رفتن به همايش بازخواست نمي‌كنند.
جالب اينجاست، فعالان سياسي استان خود حرف نمي‌زنند، خود نمي‌نويسند، خود نمي‌آيند و نمي‌روند، آن وقت مطبوعات استان را متهم مي‌كنند كه چرا آقا چيزي نمي‌نويسید؟ چرا آقا مصاحبه نمي‌كنيد؟ براي اطلاع خوانندگان بايد عرض كنيم در اين چند هفته با مسوولان ستادهاو احزاب تماس گرفته‌ايم و آمادگي خود را براي مصاحبه اعلام كرده‌ايم؛ ولي حتي يك نفر اعلام آمادگي نكرده است؛ همه مي‌گويند چه بگوييم؟ چه بنويسم؟ آيا شما مي‌توانيد چاپ كنيد؟ البته كه چاپ مي‌كنيم، اما بارعایت قانون، با رعايت حريم ها و حرمت‌ها.
هنر آن نيست كه سر به ديوار بگذاري و جلو بروي، بايد حساب شده حركت كني و اين حساب شده ،هرگز به معني سكوت مطلق نيست، قلم شكستن نيست، بلكه هنرمندانه گفتن و نوشتن است.

دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۸
۰۹:۰۶:۲۵

Copyright © ۲۰۱۰ Hadis News All rights reserved
E-mail : info@hadisnews.com