در جلسه علنی یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه مجلس شورای اسلامی قدرت الله علیخانی در نطق میان دستور با تشکر از مردم حوزه انتخابیه خود که وی را برای نمایندگی در سه دوره ششم، هفتم و هشتم مجلس انتخاب کرده بودند، گفت: در انتخابات اخیر مردم بهترین قاضی در مورد آرای خود و نتایج آن هستند و من نیز در مصاحبه با مجله همشهری ماه به بیان نکاتی در این باره پرداختم و بنابراین لازم نیست در این نطق به آنها اشاره کنم و این جفای بزرگ را به خداوند بزرگ واگذار می کنم. نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی درباره عملکرد خود در قوه مقننه افزود: در طی سه دوره مجلس ۷۱ نطق در بیان مسائل و مشکلات کشور و مردم ارائه کردم و ۷۰۰ تذکر کتبی و شفاهی در دو دوره هفتم و هشتم داشته ام. وی تصریح کرد: چه در مجلس باشم و یا نباشم پایبندی خود را نسبت به آرمان های انقلاب، نظام و مقام معظم رهبری اعلام می کنم و همچنان برای دوام و بقای این نظام انقلابی و آرمانی امام خمینی(ره) در صحنه خواهم بود. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره عملکرد دولت نهم گفت: دولت نهم در یک دوره بسیار عالی که فرصت های طلایی در اختیار داشت و با برخورداری از یک دستی قوای سه گانه با جریان سیاسی، حمایت های بی سابقه از دولت، درآمد بی سابقه و افسانه ای نفت به صورتی که در شش سال و نیم اخیر از درآمد صد ساله قبلی نفت بسیار بیشتر است، اجرای ۳ برنامه پنج ساله بعد از جنگ و تربیت صدها مدیر و کارشناس و متخصص در دوران نظام جمهوری اسلامی از جمله ویژگی های این سالها بود، به جای بهره برداری صحیح از فرصت ها و تبیین سیاست های علمی و کارشناسی به حرکت های شعاری و اقدامات بی فایده دست زد. وی بیان کرد: مردمی که انتظار داشتند در زمان اوج قیمت نفت شاهد رفاه بیشتر باشند با شرایط دشوار اقتصادی روبرو شدند که از جمله آنها وضعیت گرانی و فشارهای ناشی از آن به مردم به خصوص اقشار ضعیف جامعه است. عضو فراکسیون روحانیون مجلس ادامه داد: دستگاه های رسمی کشور بخش وسیعی از جامعه را زیر خط فقر اعلام می کنند در حالی که رشد سرسام آور قیمت اقلام خوراکی به عنوان اصلی ترین وسیله زندگی اقشار ضعیف جامعه در ماه های اخیر موجب نگرانی شده است. وی گفت: در چنین شرایطی چه کسی قادر است مرغ کیلویی ۵۵۰۰تومان و یا گوشت ۲۰۰۰۰ تومانی خریداری کند؟ مگر شعار دولت این نبود که پول نفت سر سفره مردم آورده شود؟ این است سفره مردم با نفت بشکه ای ۱۲۰ دلاری؟
شیرفرهاد گنجعلیخانی؛ در مجلس شیرها که «ناریش» نامیده می شد، همه جمع بودند و طبق دستور جلسه قرار بود، آخرین وضعیت شیرها بررسی شود و نتایج آن در کنگره مرکزی «ریشان» برای تصویب نهایی تهیه و تدوین شود. جلسه آغاز شد و سلطان جنگل شروع کرد به سخنرانی. سلطان که اسنادی را در دست داشت با خشم و غضب فراوان گفت:« ما شیرها، قرن هاست که زندگی مسالمت آمیزی با یکدیگر داشته ایم و ارتباطمان با آدمیزاد ها نیز براساس همان چیزی بوده که قبلاً وجود داشته؛ اما اخیراً خبرهایی به من رسیده که همه می گویند قیمت ما بالا رفته است. من نمی دانم چگونه و چطور این امر صورت گرفته؛ اما امیدوارم در این جلسه مشخص شود». در این هنگام، شیر پاستوریزه که متفکرانه به حرف های سلطان گوش می کرد، گفت:« ببینید جناب سلطان! بالاخره باید ازاین فضایی که بوجود آمده استفاده کنیم. منظورم این است که باید همگام با تغییر و تحولاتی که در دنیا اتفاق می افتد، هماهنگ شویم». سلطان، پس از غرش هراس انگیز، خطاب به شیر پاستوریزه گفت:« تو به نمایندگی از گاوها، داری از نام و برند ما سوء استفاده می کنی. ما هرگز نخواسته ایم فخر فروشی کنیم. این را به جناب گاوانی، بزرگ گاوها برسان و از قول من بگو، این کار درستی نیست؛ چرا که شما گاوها، مفت و مجانی در چراگاهها می چرید و ما هم به شما کاری نداریم؛ ولی شماها هر روز قیمت شیر را افزایش می دهید». «شیرو» که از جنگل های اندونزی در این جلسه شرکت کرده بود، گفت:« شاید جناب پاستوریزه! براساس بحران جهانی شیر اقدام کرده اند؛ ولی باید به عرض شیران عزیز برسانم که ما در جنگل خودمان قانون داریم . ما براساس قانون جنگل عمل نمی کنیم. همه چیز حساب شده است، هیچ گاوی نمی تواند سرناسازگاری بگذارد و به دلخواه قیمت تعیین کند».
بی تردید همگان بر این باور هستند که حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماع، موجب رشد و شکوفایی جامعه می شود؛ اما شواهد حاکم، موید این مساله است که باورها، هنوز با واقعیت ها فاصله ای نجومی دارد، آنجا که نه تنها فعالان اجتماعی که زنان دولتی هم براین باورهستند که براي زنان، نقش حاشيه اي قائل اند. هرچند در طول سی و چند سالی که از انقلاب می گذرد، خواسته های زنان، از قعر به کف جامعه رسیده اند؛ اما به اذعان خود فعالان زن، هنوز زایده هایی از فرهنگ مردسالارانه در کشور حکم فرماست. اما با این وجود، فعالان زن بر این باورند که دردوران ۸ ساله اصلاحات، زنان، اندکی آمال خود را دست یافتنی دیدند؛ از ورود واژه هایی چون مرکز امور مشارکت زنان، حقوق زن، برابری جنسیتی و مبارزه علیه خشونت گرفته تا پذیرش در عرصه سیاست و مدیریت آن هم در رده های میانی؛ ولی این شرایط با بدست گرفتن زمام امور به وسیله دولت نهم به گونه ی دیگر رقم خورد. مرکز امور مشارکت زنان که در دولت اصلاحات، سعی در از بین بردن تبعیض جنسیتی، خشونت و توانمند سازی زنان داشت، در دولت دهم با تغییر نام به امور زنان و خانواده با محوریت قرار دادن برنامه ریزی برای زنان سرپرست خانوار، اولین گام را برای دگرگونی این شرایط برداشت. دولتیان اصولگرا، شیوه های دولت گذشته را نمی پسندند؛ چون بر این باور هستند که در دوران اصلاحات در حوزه زنان اقدامات لیبرالیستی انجام می شد. زهره طبیب زاده نوری، مشاور رییس جمهور و رییس مرکز امور زنان و خانواده وقت معتقد بود:« متأسفانه با تدبیر مدیریت ها و دوران های مختلف ریاست جمهوری مخصوصا دوران كارگزاران و توسعه سياسي، فضای سیاسی کشور، به طور کلی تغییر کرد به طبع اين اتفاق، در حوزه های مختلف و اقشار مختلف اثر خودش را می گذارد و این اثر در حوزه زنان به صورت اقدامات لیبرالیستی زنان در دوره اصلاحات خود را نشان داد و خوشبختانه بعد از آن با تغییرات جدي که به وجود آمد و آرام قطار رشد و پيشرفت كشور در جهت تعالي به ريل اصلي شروع به بازگشت كرد و دوباره بازگشت به شعارهای اصيل انقلاب در طی پیروزی های اصولگرایان اتفاق افتاد». شاید اقدامات لیبرالیستی دولت اصلاحات، امضای سند توسعه هزاره باشد؛ چون « يكي از اهداف توسعه هزاره كه سند آن در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) توسط سران كشورها به امضا رسيد و در سال ۲۰۰۵ نيز با حضور رئيس جمهوری ايران در اجلاس سران بار ديگر از سوی دولت ايران بر آن مهر تاييد زده شد، برابری جنسيتی و توانمندسازی زنان است كه به عنوان هدف سوم سند MDG از آن ياد می شود. که قرار بود اين اهداف تا سال ۲۰۱۵ محقق شوند . طبق اين سند برابری جنسيتی و توانمندسازی زنان كليد دستيابی به تغيير و پيش شرط غلبه بر بيماری، فقر و گرسنگی است». اما تغییر سیاست ها به اینجا ختم نمی شود. کم کردن ساعات کاری زنان از ۴۴ساعت به ۳۶ساعت در هفته در دستور کار قرار می گیرد؛ گرچه این عمل در ظاهر مطلوب و به نفع زنان است؛ اما فعالان اقتصادی بر این باورند که با این شیوه نامه، ارگان های دولتی و خصوصی ترجیح می دهند با این شرایط مردان را با ساعات کاری طولانی تر استخدام کنند که همین امر باعث سخت تر شدن شرایط استخدام و در نهایت کاهش استخدام زنان و حتی اخراج آن ها به دلایل متفاوت از محیط کار می شود. در این بین، زمزمه سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها که نخستین بار از سوی دولت مطرح می شود به گوش مجلس ششم و هفتم هم می رسد؛ گرچه یک بار رد می شود؛ اما دوباره در دستور کار مجلس قرار می گیرد. موافقان این طرح بر این باور بوده اند که ورود ۶۰ درصدی بانوان در دانشگاه ها، امکان حضور را از مردان گرفته که همین امر باعث افزایش سن ازدواج، بیکاری مردان و تزلزل بنیاد خانواده می شود. این درحالی است که سهم زنان در فعالیت های اقتصادی در ایران، کمتر از چهار میلیون نفر است؛ در حالی که سهم مردان بیشتر از ۱۹ میلیون نفر اعلام می شود. بر این اساس این نکته بر ذهن متبادر می شود که پس تکلیف شعار تعالی و رشد زنان در عرصه اجتماع چه می شود؛ اجتماعی که سی و چند سال پیش، یکی از اهدافش، تعالی جامعه با حضور زنان آگاه بوده است؛ از این رو به نظر می رسد که باید ریشه این مشکل را در مسایل دیگر جست و جو کرد. گرچه این طرح با مخالفت گسترده دانشجویان و اساتید همراه می شود، چه اینکه رسیدن به پست های مدیریتی را برای زنان دست نیافتنی تر می کند؛ اما کاهش ظرفیت برخی از دانشگاه ها بر اجرایی شدن این طرح مهر تاییدی می زند. تغییر کتاب« جمعیت و تنظیم خانواده» به كتاب «روانشناسي ازدواج و شكوه همسرداري» که بنا به سفارش مرکز امور زنان و خانواده نوشته می شود، از دیگر کارهای این مرکز است که با مخالفت فعالان زن روبرو می شود. فعالان اجتماعی معتقدند؛ این مرکز به جای آنکه به حوزه تخصصی خود بپردازد که بررسی مشکلات زنان است، سلیقه ای و مطابق با نظر دیگران عمل می کند. اما تاسیس بانک زنان که با هدف جداسازی زنان از مردان اجرایی می شود، موافقان و مخالفانی را با خود همراه می کند. گرچه موافقان این طرح معتقدند که ایجاد چنین محیطی، آرامش و امنیت را برای این قشر به ارمغان می آورد؛ اما مخالفان، آن را موجب به حاشیه راندن نیمی از جمعیت جامعه عنوان می کنند که موجب می شود حضور زنان در فعالیت های اقتصادی کمرنگ تر شود. ولی در این بین، یکی از طرح های دولت برای زنان که طرح حمایت از خانواده است، جنجال به پا می کند، چه اینکه در بندهایی از این طرح که به پیشنهاد دولت ارائه شده بود،همان حقوق نصف و نیمه زنان از بین می رفت از این رو با واکنش گسترده فعالان اجتماعی مواجه می شود؛ اما سرانجام با حذف ماده های جنجالی؛ یعنی ماده ۲۳ و اصلاح مواد ۲۲ و ۲۵ به تصویب می رسد؛ از این رو مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی وصول آن مشمول ماده ۲ قانون محکومیت های مالی می شود و چنانچه مهریه بالاتر از آن باشد، شرط تمکن زوج موردنظر خواهد بود. ماده ۲۲ این لایحه نیز که مربوط به ثبت نکاح موقت بود در ۳ مورد الزامی شد، مثل باردار شدن زوجه، توافق طرفین و آوردن در شرایط ضمن عقد. همچنین در تبصره ذیل این ماده مصوب کردند که ثبت نکاح موقت باید در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و یا ازدواج و طلاق و با آئین نامهای که بعدا تصویب خواهد شد، به ثبت برسد. ماده ۲۳ نیز که مربوط به ازدواج مجدد مردان بود حذف شد.
زهرا کاظمی؛ فقر، پدیده ای است اقتصادی – اجتماعی و چشمگیر که تا حدودی در همه جوامع طبقاتی وجود دارد؛ ولی حدود و نسبت آن در جوامع مختلف متفاوت است؛ زیرا فقر، نسبی است و با گرسنگی تفاوت دارد. مثلاً فقر آموزش و فقر فرهنگ با گرسنگی تفاوت بسیار دارد. ممکن است میزان درآمد متوسط یک خانواده فقیر در یک جامعه مرفه و رشد کرده معادل درآمد یک خانواده متوسط در جامعه دیگر باشد. مانند اینکه برخی ممکن است از نداشتن اتومبیل، خود را فقیر احساس کنند؛ اما با این وجود متاسفانه مجازات فقیر بودن سنگین است. شخص فقیر در مقایسه با دیگر افراد جامعه، معمولاً مدت کمتری زندگی می کند، اغلب بیمار می شود، معمولاً بر اثر فقر و کمبود مواد غذایی و وسایل بهداشتی به نواقص جسمی و فکری بیشتری دچار می شود، با بحران های شخصیتی بیشتری روبرو هستند، تحصیلات کمتری دارند، موقعیت های کمتری برای پیشرفت دارند، در مقابل خطرات زندگی،از مصونیت کمتری برخوردارند و کمتر قادر به استفاده از امکانات ناچیز خود هستند. در حقیقت افراد فقیر به خاطر داشتن چنین وضعی مجازات می شوند؛ حتی نسبت پرداخت مالیات در طبقه فقیر بیشتر است؛ چون برخی ازافرادی که بالاترین درآمد را دارند از طریق رشوه، زبان بازی، رفاقت و سهیم کردن قدرتمندان در کار یا خیلی کم مالیات می دهند یا اصلاً مالیات نمی دهند. همچنین امکانات بهداشتی، آموزشی واقتصادی که برای فقرا در مورد حفظ سلامت وجود دارد با امکانات خانواده های مرفه قابل مقایسه نیست؛ بنابراین نمی توان از آن ها انتظار داشت در حد دیگر طبقات اجتماعی جامعه خود پیشرفت نمایند؛ چون شرایط اقتصادی و اجتماعی اجازه این کار را به آن ها نمی دهد. براساس نظر پزشکان بیمارستان های بیمه های اجتماعی کارگران، بیشتر بیماری های کودکان این قشر، ناشی از سوء تغذیه است که از فقر و گرسنگی ناشی می شود؛ بنابراین فقر در ازدیاد بیماری موثر بوده و به ناسلامتی جسمی و روحی آن ها کمک می کند. شرایط تغذیه و بهداشت این کودکان را تنها می توان شوک آور توصیف کرد. در وجود آن ها به جای ویتامین و مواد معدنی، بیماری های استخوانی، باکتریایی و کم خونی شدید دیده می شود که منجر به از دست دادن انرژی و قدرت ادامه یک زندگی متعارف و فعال می شود و بیماری های صعب العلاج کلیوی، صرع و قلبی که بدون درمان باقی می مانند، خانه های داریم با کودکانی که اگر یک وعده غذا بخورند، بسیار خوش شانس هستند؛ در حالی که همین یک وعده غذا عاری از ویتامین، مواد معدنی و پروتئین است؛ کودکانی که از نوشیدن شیر و خوردن میوه، سبزیجات یا گوشت محرومند و تنها زندگی آنان با خوردن مواد نشاسته ای، نان و موادی فاقد کوچکترین ارزش غذایی می گذرد. شرایط زندگی برای این قشر، آنچنان ابتدایی است که گاهی باور نمی کنیم که در قرن ۲۱ هستیم.
محمدرضا جباری ،مهر؛مردم قزوین در آئینی سنتی و قدیمی با شرکت در مراسم" پنجاه به در" ضمن دعا به درگاه خداوند به پاس بارش های بهاری، روزخود را در طبیعت سپری میکنند. اردیبهشت که به نیمه میرسد دلت میخواهد فاصله دم و بازدمهایت کمتر شود تا مجال بیشتری برای نفسهای بیشمار داشته باشی، آنقدر ریههایت را از هوای پاک پرکنی که اگر سروکله ذرات ریز و درشت و آلوده معلق در هوا پیدا شد، خمی به ابروی آنها نیاید، اردیبهشت بهانه خوبی است برای لذت بردن از تمام زیباییهایی که در دل طبیعت سخاوت مندانه به آدمها لبخند می زنند. ایران ما به گواه وسعت کویرهایی که در دل خود جای داده، از دیرباز به سرزمینی کمآب شهره بوده و همین کمآبی، تقدس آب و باران را برای ساکنانش بیشتر می کرد، تا آنجا که آب بهانه خوبی برای ایرانیان خوش قریحه بود تا با برگزاری آئینهای رنگارنگ در دورههای مختلف تاریخی، رونق آن را از خداوند طلب کنند. در طول تاریخ" آب" همیشه برای ایرانی مسئله مهمی بوده و این موضوع در جای جای فرهنگ ایرانی نمودار است. آب انبارها و قنات های عظیم مناطق مرکزی خشک ایران در کنار مراسم و آئین های مختلف طلب باران همه موید این حقیقت است که ایرانیان برای به دست آوردن آب، نه تنها خود را به ابزارها و تکنیک های مختلف مجهز می کرده اند که با برگزاری مراسم آئینی مختلف در صدد همراه ساختن نیروهای ماورایی نیز با خواسته ها و نیازهای خود برآمده اند. قزوین هم به عنوان بخشی از این سرزمین کم بارش، از گزند کمآبی در امان نمانده و حفر قنات و ساخت آب انبارهای منحصر به فرد، برای مبارزه با اهریمن خشکسالی که قزوینیها معتقد بودند از دشمنان دیرپای این شهر است، گویی کافی نبود و وقتی پای اعتقادات و باورهای مذهبی به میان آمد، آئینهای زیبا یک به یک به فراخور فرهنگ زمانه خود شکل گرفتند. نذر آب در مراسم مذهبی، شیلان کشی، چمچه خاتون و کوسه گَلین از جمله آئینهایی بودند که برای آب خواهی از طبیعت برپا می شدند تا بخشی از خشکسالیها و کمآبیها جبران شود. آئینهای محلی گرچه بر چهره خیلی از آنها خاک فراموشی نشسته است، اما بعضی از آنها، همچنان نفس میکشند و گاهی تنها به رسم این روزها، امروزی شدهاند. مراسم" پنجاه به در" یکی از این آئینها و شاید مهمترین آنها برای حاجتخواهی از آسمان و آب است که البته تنها به قزوینی ها تعلق دارد. این آیین در نوزدهم اردیبهشت ماه در بهترین روز بهار به لحاظ آب و هوایی که پنجاه روز از فصل نو می گذرد و مرحله کاشت محصولات از سوی کشاورزان تقریبا رو به پایان است در قزوین برپا میشود. عصر پنجاهمین روز سال که میرسد و زهر آفتاب گرفته میشود، قزوینیها بویژه ساکنان محله های قدیمی در مصلای قدیمی شهر که در میان باغستانهای سنتی محصور شده است، گردهم جمع می شوند. مصلا، آب انباری در خیابان "راه ری" واقع در جنوب قزوین است و گفته می شود که امام رضا(ع) و یارانش هنگام گذر از قزوین در آن نماز خوانده اند و از این رو آن را محلی مقدس می دانند. اطراف مصلا را باغ های منطقه محصور کرده که مردم با حضور در آنها به تفریح و نیایش می پردازند. قزوینی ها در عصرروز ۱۹ اردیبهشت ماه به مصلا رفته و هرکدام با خواندن دو رکعت نماز باران به صورت جداگانه و نیز دعای باران نذورات خود را بین مردم توزیع می کنند و پس از آن و هنگام غروب خورشید، همگی نماز مغرب و عشا را به صورت جماعت خوانده و سپس به خانه های خود باز می گردند. خانوادهها هر یک به فراخور جمعیتی که با هم همراه شدهاند، زیراندازی در گوشهای از دل طبیعت پهن میکنند تا در کنار گذران لحظههایی خوش، آئینهای مذهبی بارانخواهی و شکرگزاری را نیز به جای آورند. خوردن غذاهایی از جمله آش رشته و دُیماج (پیشغذایی محلی که مخلوطی از نان خردشده، پنیر، سبزی، گردو، کشمش و سیر است) و انواع تنقلاتی چون آجیل و شیرینی باقیمانده از عید، بخشی از رسوم پنجاه به در در قزوین است. بخش مهمتر این آئین، برپایی مناسک مذهبی است که توسط بزرگ ترها در عصر دلنشین این روز انجام می شود. طلب حاجت و ادای نذر، بخش دیگری از این مراسم است، پخش نذری هایی که بیشتر آنها آش رشته است و لقمههایی از نان و پنیر و گردو و سبزی، بازار گرمی در بین مردمی دارد که پنجاه به درهای سالهای پیش، نذری کردهاند و حاجتشان روا شده است.
به گزارش روابط عمومی اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان قزوین ، علی ایمانی مدیر کل اداره متبوع از اجرای دستورالعمل نحوه وصول حق الزحمه موسسات کاریابی غیردولتی داخلی در سال ۱۳۹۱ خبردادو گفت: بر اساس تصمیم اعضای هیات مرکزی موضوع ماده (۷) آئین نامه اجرایی قانون مجازات اشتغال به حرفه کاریابی و مشاوره شغلی بدون داشتن پروانه مصوب ۱۳۸۷ به استناد مفاد ماده ۲۵ آئین نامه اجرایی مذکور تعرفه حق الزحمه مشاوره و ثبت نام حضوری کارجو در موسسات کاریابی غیر دولتی در سال ۱۳۹۱ ، حق الزحمه مشاوره و ثبت نام حضوری کارجو در موسسات کاریابی ۴۰۰۰۰ریال خواهد بود. وی در ادامه افزود: با توجه به این دستورالعمل ،حق الزحمه بکارگماری کاریابی بابت یکسال قرارداد ، برابر پنجاه درصد حد اقل دستمزد در یک ماه، اعلام شده توسط شورای عالی کار در سال ۱۳۹۱ به میزان ۱۹۵۰۰۰۰ریال می باشد. علی ایمانی همچنین تصریح کرد: کاریابی ها حق دریافت هیچگونه وجهی از جویندگان کار به غیر از تعرفه های تعیین شده در این دستورالعمل را نخواهند داشت و حق الزحمه کاریابی بابت ثبت نام و مشاوره شغلی بدینگونه می باشد که حق الزحمه مشاوره و ثبت نام حضوری جوینده کار برای کاریابی داخلی ۴۰۰۰۰ریال خواهد بود که این مبلغ بر اساس ۳۰۰۰۰ریال بابت راهنمایی و مشاوره شغلی و۱۰۰۰۰ریال بابت ثبت نام و صدور کارت بیکاری تشکیل گردیده است. وی اضافه کرد: در صورت انصراف کارجو وجه پرداختی بابت ثبت نام و مشاوره شغلی به وی مسترد نمی گردد.
زوایای پنهان یک قتل پس از ۴ ماه با دستگیری قاچاقچی مواد مخدر آشکار گردید. به گزارش روابط عمومی دادگستری استان قزوین، در خرداد ماه سال گذشته پرونده قتلی در دادسرای عمومی و انقلاب قزوین مورد بررسی قرار می گیرد که طی این حادثه مقتول به هویت غ.ک که راکب موتورسیکلت بوده، حین رانندگی توسط خودرو قاتل به سمت یک دستگاه کامیون هدایت شده و با بروز جراحات شدید وارده پس از ۱۶ روز از وقوع حادثه فوت می نماید. اواخر مهر ماه همان سال شخصی به هویت ح.م به اتهام حمل مواد مخدر از نوع هروئین دستگیر که در جریان تحقیقات بدلیل عذاب وجدان به قتل راکب موتورسیکلت اعتراف می نماید. ح.م در خصوص نحوه آشنایی اش با مقتول بیان می دارد که در سال ۸۲ در زندان با یکدیگر آشنا شده و رابطه دوستی داشتند؛اما پس از آزادی، از آنجا که موتورسیکلت غ.ک به سرقت رفته و وی نیز به ح.م مظنون بوده قصد قتل وی را داشته و بر این اساس در یک فرصت مناسب در باغات اطراف شهر ح.م را با دشنه مورد ضرب و جرح قرار داده که به شدت زخمی شده و مدت یکماه بستری گردیده است. پس از این حادثه از آنجا که ح.م از غ.ک کینه به دل داشته بطور اتفاقی وی را در خیابان در حال موتورسواری مشاهده نموده که با خودرو خود به موتورسیکلت ضربه وارد و مقتول را به زیر کامیون هدایت می نماید و پس از وقع حادثه از محل متواری می شود. با توجه به اقرارهای صریح و مقرون به واقع متهم، پرونده ضمن صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست جهت صدور رای به محاکم کیفری استان قزوین ارسال گردید.
غواصان سازمان آتش نشانی قزوین جسد پیرمرد ۶۳ ساله را از کانال آب خارج کردند. به گزارش روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری قزوین ، ساکنین روستای هادی آباد قزوین در تماس با سامانه ۱۲۵ از سقوط فردی در آب روان کانال محدوده روستای داغلان واقع در ۲۰ کیلومتری پاسگاه پلیس راه نظام آباد خبر دادند که بلافاصله گروه غواصی ایستگاه شماره ۴ این سازمان به محل حادثه اعزام و با استفاده از تجهیزات فردی به عمق کانال آب وارد شدند و جسد « ح –الف» را که زیر دریچه خروجی کانال گرفتار شده بود، خارج کردند. این گزارش می افزاید : جسد این مرد پس از تایید مرگ و برای بررسی های بیشتر تحویل عوامل انتظامی شد. گزارش روابط عمومی آتش نشانی قزوین همچنین حاکی است : دلیل و زمان دقیق وقوع این حادثه مشخص نیست ولی ساعت ۴۰/۷ دقیقه صبح خبر حادثه مذکور به مرکز فرماندهی این سازمان اطلاع داده شد و عملیات نجات نیز در ساعت ۴۲/۸ دقیقه به پایان رسید. روابط عمومی آتش نشانی در ادامه گزارش خود یادآور شد : طی ۸ روز گذشته این دومین حادثه غریق در کانال آب قزوین است . هفته قبل نیز نیروهای امدادو نجات این سازمان جسد پیرزن ۶۰ ساله را از کانال آب در بلوار معلم بیرون کشیدند.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان قزوین از کشف بیش از ۱۶ کیلوگرم انواع مواد مخدر در چند اقدام پلیسی خبر داد. سرهنگ پاسدار قاسم غیاثوند در گفتگو با مهر اظهارداشت: ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر استان قزوین پس از انجام اقدامات اطلاعاتی از تهیه و توزیع مواد مخدر توسط دو نفر در قزوین مطلع و موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. وی افزود: با تکمیل اطلاعات مشخص شد قاچاقچیان مواد را از یکی از استان های همجوار به قزوین منتقل کرده و به فروش می رسانند. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر استان قزوین تصریح کرد: ماموران در تحقیقات خود از موعد ورود یک محموله مواد مطلع و با حضور در محل قرار موفق شدند ضمن دستگیری دو قاچاقچی مقدار ۱۰ کیلوگرم تریاک کشف و ضبط کنند. سرهنگ غیاثوند عنوان کرد: در اقدامی دیگر ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر استان قزوین در آزاد راه قزوین، رشت نیز با دستگیری دو سرنشین خودرو مقداری مواد مخدر کشف و ضبط کردند.
رئیس پلیس امنیت عمومی استان قزوین گفت: در اجرای طرح ارتقا امنیت اخلاقی واجتماعی از تعدادی واحدهای صنفی شهر قزوین بازدید به عمل آمد و ۱۷ واحد صنفی متخلف پلمپ شدند. سرهنگ حیدر محمدی در گفتگو با مهر اظهارداشت: در این اقدام چندین واحد سفره خانه سنتی و خواربارفروشی مورد بازدید قرار گرفت و طی آن چهار واحد خواربارفروشی به علت فروش سیگار قاچاق تعطیل و به هفت سفره خانه به دلیل رعایت نکردن ضوابط و مقررات اخطار کتبی داده شد. وی یادآورشد: ماموران این اداره همچنین یک سفره خانه سنتی و یک واحد کافی شاپ را به دلیل رعایت نکردن شئونات اسلامی پلمپ و صاحبان آنها را به مراجع قضایی معرفی کردند.